
بدشکستی... بدشکستم... ولی جم میکنم ......
ادامه مطلب
یدونم داستان چیه...نمیدونم چرا... یسری آهنگا...یسری خاطره ها...اوناکه قبلن حتی اگه به مغزم فشارهم میاوردم یادم نمیومد...یسری اتفاقا... یهو،یه جا،بیربط،یطوری یادمیاد که جامیخورم بعدش نیم ساعت،یه ساعت،یه روز،یه شب ذهنم درگیر میشه اشکم نمیاد خندم میگیره لبخندمیزنم به خاطره های خوشمون به خوشی خاطراتمون بعدش افسوس میخورم هی به نیم ساعتا به یه ساعتا به یه روزا وشبایی فک میکنم که توتنهابودی وشایدحالت مثل من بودمن تنها گذاشم تنهاشدم ......
ادامه مطلب